دوشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۶
دوشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۶
شنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۵
Here is a list of softwares and programs that I install on my system each time I recover my computer's operating system:
- F-secure (first uninstall Norton Antivirus)
- Winamp 2.8
- Mozilla Firefox and Thunderbird
- Google toolbar for Firefox
- ACDsee 3.0
- Picasa
- Adobe Acrobat
- Office
- Skype
- Voipbuster
- Yahoo Messenger
- Google talk
- Camera Driver
- Real Player
- MSN Live Messenger
چهارشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۵
crashed hard drive recovery - Google Search
Laptop crashed again! not seriouse though! Thanks to gmail, I still have my presentation file for tomorrow.
crashed hard drive recovery - Google Search
جمعه، دی ۱۵، ۱۳۸۵
Conservation of Energy
This is a funny and interesting webpage for kids to learn about solar energy and energy conservation.
دوشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۵
سهشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۵
Risk Management مدیریت بحران
اونروز داشتم فکر میکردم که خیلی از اصطلاحات در زبان انگلیسی هست که من معادل فارسی اونها رو بلد نیستم. به عنوان نمونه همین درسی که هنوز پروژش مونده و چندین وقته که عزا گرفتم که کی تمومش میکنم . الان تو گوگل جستجو کردم و به عبارت مدیریت خطرپذیری رسیدم. هرچند یه کم سخته گفتنش ولی باز خوشحالم که یه ترجمه ای براش داریم.
امروز برای اولین بار شروع کردم به آموختن هلندی. فکر میکنم دیگه گوشم آشنا شده به تلفظهای عجیب غریب این زبون. میخوام ببینم این هلندیها اینقدر حرف میزنن چی میگن .
امروز برای اولین بار شروع کردم به آموختن هلندی. فکر میکنم دیگه گوشم آشنا شده به تلفظهای عجیب غریب این زبون. میخوام ببینم این هلندیها اینقدر حرف میزنن چی میگن .
شنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۵
Fishbone Diagram
امروز داشتم برای درس risk management مطالعه میکردم، یه دیاگرامی به اسم Fishbone یا Ishikawa برخوردم که اول فکر میکردم فقط به این مبحث مربوط میشه. بعد یه جستجویی تو اینترنت کردم و فهمیدم که این یکی روشهای تجزیه و تحلیل هستش و اتفاقاً سایتش برام خیلی جالب بود که اینجا آدرسش رو میذارم.
شنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۵
Wikipedia freak
لامصب این ویکی پدیا چند وقته شدیدگرفتارم کرده. وقتی میشینم پشت کامپیوتر از این موضوع به
اون موضوع کشیده میشم و همینطورم جالبتر میشه.
همیشه موقعی که کتاب تاریخی میخوندم به اسامی و اصطلاحاتی برخورد میکردم که نمیدونستم چی هستن ولی
حالا با یه کلیک هر ابهامی رفع میشه.
واقعا معرکه است، برام سواله که اینهمه اطلاعات رو چه کسانی اینجا جمع کردن و تا چه حد بیطرفانه هستش. چیزی که احساس میکنم از پیغامهایی که برای صفحات مختلفش بالای صفحه میزاره
اینه که تلاش میشه که بیطرف باشه
یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵
ارمغان سفر
من عادت ندارم بعداز سفر یه جمع بندی ازش داشته باشم ولی برای اینبار یه چیز جالب دارم,اونم علاقه پیدا کردنم به مطالعه تاریخ هستش.
موزه لوور خیلی جالب بود و تا حدودی خجالت کشیدم که اینقدر کم راجع به تاریخ ایران میدونم. الان شدیدا مایلم که یادبگیرم برعکس زمان مدرسه که به زور تاریخ میخوندم.
خلاصه جدا از زیباییهای پاریس و خاطرات خوش یه کیف پر از اشتیاق برای دونستن با خودم آوردم. دونستن ,فقط چون دوست دارم بدونم, نه چونکه باید دونست
جمعه، مهر ۲۸، ۱۳۸۵
Parisian Night
مثل فیلم هاست. تو خیابون میتونی مردمی که برای دیدن یه تئاتر یا برای شرکت تو مراسم بازگشایی یه مارک معروف اومدن رو ببینی.
اما جاهای خیلی قشنگی هم هست که آدمای معمولی اونجا جمعن و کلی هم باحاله. خیابون سن جرمن در ساحل جنوبی رودخونه از اون دسته هستش.
فکرکنم به اونجاها محله لاتین هم میگن.
سهشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۵
Paris
ظاهراّ پاریس ما رو طلبیده. با اجازه یه سه چهارروزی میریم ببینیم این شهری که اینهمه تعریفش رو شنیدیم چه شکلیه.
الان سخت مشغول گشتن تو اینترنت هستم تا جاهای دیدنی رو پیدا کنم و ببینم چطوری باید بهشون رسید. چند تا سایت ملس برای اینکار دارم. البته مطمئنن خیلی سایتهای دیگه هم برای اینکار هستش که من خبر ندارم ازشون.
لیست سایت ها رو این پایین مینویسم
دوشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۵
ادامه میدم
خوب. فکر میکنم که یه مدت همینطوری ادامه بدم. گهگاه یه چیزایی بنویسم. شاید اگه مشخص بود که مخاطب این صفحه کیه راحتتر بود. اما از طرفی اونطوری محدود میشدم.
بهرحال الان فکرمیکنم که اقلا اینجا میتونه یه جور دفترچه خاطرات برام باشه. و یه جایی برا
نوشتن چیزایی که برام جالبه و همینطور نظراتم.
امروز تو سایت دانشگاه دنبال یه پروژه برای تزم میگشتم. سایت دپارتمانمون نسبت به قبل خیلی مرتب شده. چندتا موضوع جالب توشون هست که حالا باید ایمیل بزنم و ببینم چطوری میشه. هم دوست دارم که موضوع جدید و هیجان انگیزی مثل نانو تکنولوژی انتخاب کنم هم میترسم پروژه طولانی بشه و به موقع تموم نکنم.
باید به فکر امتحان راکتور و اینترفشال هم باشم! وای دیگه حال امتحان دادن ندارم ولی پروژه تا بخواین انجام میدم. البته مهلت تحویلش به این زودی نباشه .
در ضمن میخوام یه سری موضوع علمی رو هم دنبال کنم. لینکهاش رو بغل صفحه میذارم و گاهی هم راجع بهش مینویسم.
یه فکر هم راجع به غالب این صفحه باید بکنم. فارسی نیست و جهت عنوان پست رو نمیتونم دستی تنظیم کنم.
پنجشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۵
Writing here again
بعد از مدتها امروز یه دفه یاد وبلاگم افتادم. تو شرکت نشستم و دارم گزارش پروژم رو
مینویسم. میخوام تصمیم بگیرم که دوباره شروع کنم به نوشتن. اما فکر میکنم که وقت ندارم. حالا باز یه مدت راجع بهش فکر میکنم، ... یه تردیدی دارم. میترسم حوزه عمومی و خصوصی رو قاطی کنم.
برم سر کارم الان رییس میاد ضایع میشه.
مینویسم. میخوام تصمیم بگیرم که دوباره شروع کنم به نوشتن. اما فکر میکنم که وقت ندارم. حالا باز یه مدت راجع بهش فکر میکنم، ... یه تردیدی دارم. میترسم حوزه عمومی و خصوصی رو قاطی کنم.
برم سر کارم الان رییس میاد ضایع میشه.
یکشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۵
دوشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۵
جمعه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۴
زنان ايران – پرستو دوکوهکی
18/12/84
يک ميز نهچندان گرد، يک جمع نهچندان رسمی و بحثی دربارهی «سانسور زنان در اينترنت». ميان پشت کامپيوتر بودن و پشت ميکروفون نشستن، زمين تا آسمان فرق است و ميان لينک و کامنت با قطع کردن حرفهای يکديگر هم. با اين حال بحث "سانسور و فيلترينگ زنان" در وب، برای اولين بار در ایران و دريک تريبون رسمی غیردولتی، در برنامهی «هشت تا هشت» در روز جهانی زن، به بحث گذاشته شد. در واقع بعد از مرور کوتاهی بر اتفاقی که افتاده، تلاشهای انجامشده برای رفع سانسور زنان بيان شد و بعد از آن دربارهی راهکارهايی که میتواند اوضاع را عوض کند صحبت شد.
با شديد شدن فيلترينگ در يک سال اخير، همهی جستجوها درباره «زن» و «جنسيت» و «زنانگی» به ديواری برمیخورد که رويش نوشته شده: « دسترسی به اين سايت امکانپذير نيست.» در واقع با فيلترينگ کلمهای عملا دستيابی به متون و اطلاعاتی که دربارهی زنان نوشته شده، ناممکن شده مگر به کمک فيلترشکن واين يعنی حذف و سانسور زنان فقط به فضای عمومی محدود نشده و به فضای مجازی هم کشيده شده است.
ليلا نظری، عضو گروهی غيردولتی که موضوع سانسور زنان در اينترنت را پیگيری میکند، اولين سخنران بود: «محدود شدن دسترسی به منابع علمی و تخصصی دربارهی زنان آدمها را يکیيکی آنقدر آزار داد تا اينکه گروههای مختلف بخصوص فعالان مسائل زنان به فکر افتادند تلاش کنند برای برداشتن اين سانسور. چراکه معتقد هستند با اين روند چيزی نمیگذرد که زن از اينترنت کاملا حذف شود.»
او در صحبتهايش به اجلاس جهانی جامعهی اطلاعاتی (WSIS) اشاره کرد و گفت: «يکی از بندهای بيانيهای که ايران هم از امضاکنندگانش است، بر دسترسی آزاد همگان به اطلاعات تاکيد دارد. ما از اين بند استفاده کرديم و اعتراض مدنی و نامهنگاریهايمان را با مسئولان از اين نقطه شروع کرديم.»
اشارهی او به پتيشنی بود که شهريورماه گذشته گروهی از فعالان جامعه مدنی در ایران، سازمانهای زنان، وبلاگنویسان، کاربران فنی اینترنت، سازمانهای حقوق بشر، دانشگاهیان، متخصصان و شهروندان ایرانی خطاب به اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی (WSIS) نوشتند و نگرانی و اعتراض شدید خود را نسبت به سیاست فیلترینگ، سانسور و مسدود کردن اطلاعات بر روی اینترنت در ایران، بویژه در حوزه زنان و مسائل جنسیتی ابراز کردند.
اين نامه بيش از هزار امضا داشت که در بخش غيردولتی مهمترين اجلاس در زمينه جامعه اطلاعاتی (آذرماه) قرائت شد و توانست امضای تعداد زيادی از زنان فعال دنيا را نيز بگيرد. در اين نامه آمده: «سیاست فیلترینگ اطلاعات در ایران طی ماههای اخیر وضعیتی حاد به خود گرفته است. اکثر سایتهایی که حاوی عبارات و URLهای مرتبط با زنان و جنسیت هستند، بنا به دستورات قوه قضاییه و دیگر مسوولین دولتی، توسط ICPها و سرویس دهندگان اینترنت (ISP)، مسدود شدهاند و این امر موجب نگرانی بسیاری از فعالان و محققان در حوزه زنان شده است.
ما بشدت احساس میکنیم که سیاست فیلترینگ دولتی ،که عمدتا از طریق دستورالعملهای دولتی به ICPها و ISP اعمال میشود، به زنان و حقوق آنها صدمه میزند و این امر مغایر با مفاهیم جهانی آزادی بیان است. اعمال این سیاست بسیاری از متخصصان امور بهداشتی و آموزشی، دانشگاهیان، سازمانهای غیردولتی و در کل جامعه مدنی را نه تنها از دسترسی به منابع اطلاعاتی محروم میکند بلکه نشان دهنده تلاشی است که در جهت سیاسی کردن مطالبات اجتماعی زنان و به حاشیه راندن نیازها و خواستههای آنان است.»
ليلا نظری در نشست گفت که خود اين پتيشن فيلتر است و کسی از ايران بدون فيلترشکن امکان دسترسی به آن را ندارد. بعد از امضا و انتشار اين پتيشن، با اينکه بازخورد بينالمللی خوبی گرفته شد، واکنش داخلی درخور نشان داده نشد. به همين دليل گروهی از فعالان اجتماعی غيردولتی برای پیگيری اين موضوع تشکيل شد.
نويسندهی وبلاگ «جادی» يکی ديگر از اعضای اين گروه است که در اين ميزگرد گزارش کوتاهی از آنچه انجام دادهاند ارائه کرد: «فکر میکرديم کلمه زن را به اشتباه سانسور کردهاند، خيلی مدنی نامهای نوشتيم خطاب به وزير ارتباطات و فنآوری اطلاعات با امضای 6 نفر از دانشجويان، استادان و پژوهشگران با اين مضمون که: در کار دانشگاهی و پژوهشی ما فيلتر کلمهی زن اخلال ايجاد کرده. شما از اين کار آگاه هستيد يا نه؟ اگر آگاه نيستيد که بدانيد اين اتفاق افتاده و جلويش را بگيريد؛ اگر هم آگاه هستيد بگوييد علتش چيست و برای برداشتن چنين فيلترينگی چه مراحل قانونی بايد طی شود؟
چند ماه صبر کرديم و جوابی نگرفتيم تا اينکه در پیگيریهامان متوجه شديم نامهمان ارجاع شده به شرکت فنآوری اطلاعات به عنوان مجری فنی فيلترينگ. نامههای دوم و سوم را هم فرستاديم و تقريبا از جواب گرفتن نااميد شده بوديم که تصميم گرفتيم برويم به آن شرکت.
فايدهی اين کار اين بود که فهميديم در سانسور کلمههايی مثل women و gender اشتباهی رخ نداده. آقای معاون اين شرکت گفت که چون بيشتر نتايج جستجوی women مستهجن است، بايد اين کلمهی بخصوص فيلتر شود.»
گروه پیگيری استدلال کرده حتی اگر بدانيم فيلتر اين کلمه ما را از دستيابی به يک مقالهی مهم محروم میکند، بايد راه ديگری را انتخاب کنيم. اما آنها را ارجاع دادهاند به بخش اينترنت در قوهی قضائيه. آنجا هم گفتهاند اگر مشکل فقط در دانشگاه است، مجوز میدهيم که در دانشگاه فيلتر اين کلمه برداشته شود و توضيح گروه پیگير که: هيچ کس نمیتواند در دانشگاهی که بهزور 6 تا کامپيوتر هم ندارد، جستجو کند و اين فيلتر بايد کاملا برداشته شود.
دکتر شيرين احمدنيا، عضو هيئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبايی هم از سانسور زن در اينترنت گفت: به عنوان پژوهشگری که بخش عمدهی تحقيقاتش دربارهی زنان است، به عنوان کسی که دارد تدريس میکند و به عنوان يک زن در جامعه، اين نوع فيلترينگ را توهين به افراد جامعه میدانم.» او اين کار را ناشی از ديد قيممآبانه دانست و گفت: «چطور کاربران اينترنت را کودکانی در نظر میگيريم که قوه تشخيص خوب را از بد ندارند؟ اين توهين است که به افراد میگوييم چه را بخوانند و چه را نخوانند.»
شيرين احمدنيا که وبلاگ «از زندگی» را مینويسد معتقد است: «بايد ارزشها را به افراد آموزش دهيم نه اينکه آنها را محدود کنيم. اگر هم کسی اشتباه کند، خودش را بازمیيابد و درنهايت به مسير درست برمیگردد.»
او از اين موضوع گلايه کرد که در اين جامعه انگار زن با ارزشهای منفی تداعی میشود! در حالیکه زن يعنی جامعه و هرگونه محدوديتی که برای زنان ايجاد کنيم، ضررش به کل جامعه برمیگردد.»
مريم ميرزا، نويسندهی وبلاگ «فصل زن» گفت که چون قانون ما نسبت به فعاليتهای زنان عقبتر است، آنها را مجبور به قانونشکنی میکند و مثال زد: «چرا استاد دانشگاه ما، دانشجوی ما مجبور میشود به استفاده از فيلترشکن؟ يکسو کسانی قرار دارند که با صرف هزينههای زياد وبسايتها را فيلتر میکنند و سوی ديگر کسانی هستند که با فيلترشکنهايی که در اختيار دارند، به مقابله برمیخيزند. در اين ميان مهجورترين افراد کسانی هستند که میخواهند به قانون و هنجارها پایبند باشند و نمیتوانند.»
او از اين موضوع گلايه کرد که داريم وقت و انرژیمان را پای چيزهای بیارزش میگذاريم و مثلا به جای woman در آدرس وبلاگمان بايد به يک w بسنده کنيم: «اين رفتار در شان حکومت نيست که ديد جنسی را القا کند. اينطور که میگويند زن فيلتر شده چون زن يعنی سکس، يعنی پورنوگرافی.»
نوبت به بحث «چه بايد بکنيم؟» رسيد. سحر مرانلو، حقوقدان و کارشناس حقوق بشر که خودش هم وبلاگ مینويسد پيشنهاد داد: «میتوان لايحه و شکايتی را تنظيم کرد عليه وزارت ارتباطات و با حمايت رسانهها اين سؤال در سطح عمومی مطرح شود: مگر زنان مستهجن هستند که فيلتر میشوند؟»
يکی از حاضران پيشنهاد کرد که همهی وبسايتها سياست روزنامههايی را پيش بگيرند که در دوران اصلاحات بسته میشدند: «بعد از فيلتر شدن هر آدرس، با آدرس جديد بيايند.»
و جادی توضيح داد که: «نمیخواهيم موش و گربه بازی کنيم. شايد بهتر باشد نوع رسانه را عوض کنيم. مثلا از راديوهای اينترنتی (پادکست) استفاده کنيم يا گروههای زنان هفتهای يکساعت برنامه ضبط کنند و روی cd منتشر کنند.» به نظر او کار فرهنگی مهمتر از همهی اين حرفهاست: «بايد مطلب بنويسيم و بنويسيم و بنويسيم.»
راه ديگری که به نظر شرکتکنندگان رسيد تجمع جلوی وزارت ارتباطات بود و حرکتهای مدنی ديگر. يکی از حاضران هم پيشنهادهای فنی داشت به گروه پیگيریکننده و اعتقاد داشت برای مذاکرههايشان با دولت مفيد خواهد بود.
درست است که ميزگرد «سانسور زنان در اينترنت» بدون نتيجهای مشخص تمام شد اما مطرح شدن موضوع در فضای عمومی میتواند به پیگيری موضوع کمک کند. يعنی هدف اين ميزگرد همين بوده تا چه پيش آيد.
اشتراک در:
پستها (Atom)



